تبليغاتX
اسيرسرنوشت...شيفته اندام... - هيچ کس اشکي براي ما نريخت
اسيرسرنوشت...شيفته اندام...
باتوباشم ترسي ازمردن ندارم...
هيچ کس اشکي براي ما نريخت
هيچ کس اشکي براي ما نريخت / هر که با ما بود از ما مي گريخت

چندروزي هست حالم ديدنيست / حال من از اين و آن پرسيدنيست

گاه بر روي زمين زل مي زنم/ گاه بر حافظ تفاءل مي زنم

حافظ ديوانه فالم را گرفت / يک غزل آمد که حالم را گرفت

ما زياران چشم ياري داشتيم *** خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم


توسط فخرالدينا...خماري چشمات... | لينک ثابت | موضوع: |

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.ir & www.j28.biz & www.TakTemp.com


Javascripts


.